|
عاشقان ظهور
اللهم صل علی محمدو ال محمد وعجل فرجهم
|
[ سه شنبه 15 شهریور 1390 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
از هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده درد این بی خبری بی حد و اندازه شده باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم باز از دوری تو خسته و درمانده شدم باز هم جمعه شد و از تو خبر نشنیدم ![]() باز از بی خبری های دلــــم نالــیدم باز هم درد فراقـت کـمرم را خم کرد باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد باز هم جمعه شد و چشم به در منتظرم شاید آورد صبا از مه رویت خبرم [ دوشنبه 14 شهریور 1390 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
مهدیا بیا
پیش رخ تو مهدیا كعبه سجود می كند
در طلب تو آسمان جامه كبود می كند
حسن ملایك و بشر جلوه نداشت این قدر
عكس تو می زند در او حسن نمود می كند سواری میرسدای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد ای منتظر ! غمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد صلوات بر محمد و آل محمدصحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست
تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست
می رسد با علم سبز امامت بر دوش
از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست ادامه مطلب [ دوشنبه 14 شهریور 1390 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
عاشقان ظهور
[ شنبه 8 مرداد 1390 ] [ 02:46 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
باز دلم هوای جمعه کرده است ...
ادامه مطلب [ سه شنبه 24 خرداد 1390 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
![]() رو به من کرد و پرسید : نماز امام زمان (عج) را چطور می خوانند؟ با تعجب پرسیدم : حالا چی شده که می خواهی نماز امام زمان (عج) را بخوانی؟ گفت نذر کرده ام و بعد لبخندی زد. نماز را که خواندیم گفت برو هر چه زودتر بچه ها را خبر کن. وقتی همه جمع شدند بروجردی با اطمینان روی نقشه یک نقطه را نشان داد و گفت : باید پایگاه اینجا باشد. یکی یکی آن منطقه را بررسی کردیم. همه گفتند : بهترین نقطه همین جاست. گفتم : چطور شد محلی به این خوبی پیدا کردی؟ گفت قبل از خواب توسل جستم به وجود مقدس امام زمان (عج) و با خودم نذر کردم که اگر این مشکل حل شود به شکرانه نماز امام زمان (عج) بخوانم. و بعد همانجا روی نقشه به خواب رفتم. تازه خوابیده بودم که دیدم آقایی اومد توی اتاق. خوب صورتش را به یاذ نمیارم. امد و گفت که اینجا را پایگاه بزنید. محل خوبی است و با دست نقطه ای را روی نقشه نشان داد. از خواب پریدم. دیدم هیچ کس آنجا نیست. بلند شدم و آمدم نقشه را نگاه کردم. تعجب کردم. اصلا به فکرم نرسیده بود که در این ارتفاع پایگاه بزنیم. ادامه مطلب [ یکشنبه 22 خرداد 1390 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
بسم رب الشهداء والصدیقین اللهم عجل لولیک الفرج رهسپاریم با ولایت تا شهادت... سلام مولای من ،تنها بهانه ام برای زندگی
ای تیر نگاهت به دل زار کجایی آرام و قرار دل بی تاب و شکیبم آرام وقرار دل بیمار کجایی گویم به که مانی که خلایق بشناسند در مشکل من فاطمه رخسار کجایی هر جا که تو هستی دل حسرت زده انجاست خود گو به من خسته گو ای یار کجایی ........................................................................ [ یکشنبه 22 خرداد 1390 ] [ 12:22 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچه ما کاش گذر داشته باشد ... شاعر : ؟؟
ادامه مطلب [ سه شنبه 17 خرداد 1390 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ پروین زحمتکش ]
[ نظرات ]
|
|